تبلیغات
«مارال» - فتح خیبر و قتل مرحب یهودی به دست مبارك حضرت امیرالمومنین(ع)(629)

«مارال»
 
دستهایی که عمل می کنند مقدس تر از لبهایی است که دعا می کنند. (کوروش کبیر)

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 فروردین 1397 توسط منصوره خطیبی

امام علی علیه السلام و فتح قلعه خ امام علی علیه السلام و فتح قلعه خیبر و قتل مرحب تازه کردن چاپ فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > جنگها (cached) دژهای هفتگانه خیبر نام‌های مختلفی داشتند: ناعم، قموص، کتیبه، نسطاة، شق، وطیح و سلالم. هنگامی که حضرت علی علیه السلام از سوی پیامبر مأمور شد که دژهای وطیح و سلالم را بگشاید ، زره محکمی بر تن کرد و شمشیر مخصوص خود ذوالفقار را حمایل فرمود. سپس با شهامت به سوی دژ حرکت کرد و پرچم اسلام را که پیامبر به دست او داده بود در نزدیکی خیبر بر زمین نصب فرمود. در این لحظه در خیبر باز شد و دلاوران یهود از آن بیرون ریختند. نخست برادر مرحب که « حارث » نام داشت جلو آمد. نعره او چنان مهیب بود که سربازانی که پشت سر امام بودند بی اختیار عقب رفتند، ولی امام مانند کوه پا بر جای ماند. لحظه ای نگذشت که جسد حارث به روی خاک افتاد و جان سپرد. مرگ برادر، مرحب را سخت غمگین و متأثر کرد. او برای گرفتن انتقام برادر در حالی که زره یمانی بر تن و کلاهی که از سنگ مخصوص تراشیده بود بر سر داشت جلو آمد و به رسم قهرمانان عرب با خواندن اشعاری چنین گفت: در و دیوار خیبر گواهی می دهد که من مرحبم؛ قهرمانی کارآزموده و مجهز با سلاح جنگی. اگر روزگار پیروز است من نیز پیروزم. قهرمانانی که در صحنه های جنگ با من روبرو می شوند، با خون خویشتن رنگین می گردند. امام علی علیه السلام نیز با خواندن اشعاری خود را چنین معرفی کرد: من همان کسی هستم که مادرم مرا حیدر خوانده. مرد دلاور و شیر بیشه ها هستم. بازوان قوی و گردن نیرومند دارم. در میدان نبرد مانند شیر بیشه ها صاحب منظری مهیب هستم . رجزهای دو قهرمان پایان یافت. صدای ضربات شمشیر و نیزه های دو قهرمان اسلام و یهود، وحشت عجیبی در دل ناظرات پدید آورد. ناگهان شمشیر برنده و کوبنده قهرمان اسلام بر فرق مرحب فرود آمد و سپر و کلاهخود و سنگ و سر را دو نیم ساخت. این ضربت آنچنان سهمگین بود که برخی از دلاوران یهود که پشت سر مرحب ایستاده بودند پا به فرار نهاده، به دژ پناهنده شدند. علی علیه السلام یهودیان فراری را تا در حصار تعقیب کرد. در این کشمکش یک نفر از جنگجویان یهود با شمشیر بر سر علی زد و سپر از دست وی افتاد. علی علیه السلام فورا به سوی در دژ گردید و آنرا از جای خود کند و تا پایان کارزار به جای سپر به کار برد. پس از آنکه آن را بر زمین افکند، هشت نفر از نیرومندترین سربازان اسلام سعی کردند آن در را از این رو به آن رو کنند ولی نتوانستند. در حصار از سنگ و طول آن دو متر و پهنای آن یک متر بود. عکس پیدا نشد امام ماجرای کندن در خیبر را چنین نقل می کند: من در خیبر را از جا کندم و به جای سپر از آن استفاده کردم. پس از پایان نبرد آن را به عنوان پل به روی خندقی که یهودیان کنده بودند قرار دادم. سپس آن را میان خندق پرتاب کردم. مردی پرسید:«سنگینی اش چقدر بود؟!» گفتم:«به اندازه سنگینی سپر خودم. من آن در را با نیروی بشری از جا نکندم، بلکه در پرتو نیروی خداداد، و با ایمانی راسخ به روز بازپسین چنین کردم.» منابع: فروغ ابدیت، ج 2، ص 251 تا 253 بحارالانوار، ج 39، ص 10 تا 15---------طرائف - عمده ترجمه المنجد، ج 1، ص 324

حضرت على (علیه السلام) نزدیك حصار قموص رفت و مرحب را با ضربه ای صاعقه وار از پای درآورد. ضربت آن حضرت، كلاهخود مرحب را شكافت و تا دندانهایش فرو رفت و عنتر و مُرّه و یاسر و غیرهم را به قتل رسانید و دیگر یهودیان دروازه قموص را بستند و به آنجا پناهنده شدند.

وقوع غزوه خیبر در سال هفتم هجری قمری

خیبر، منطقه ای است وسیع و حاصلخیز در ۳۲ فرسنگی شمال مدینه منوره و در عصر رسول خدا (ص) این ناحیه در اختیار یهودیان قرار داشت و تعداد جمعیت آنان در حدود ۲۰۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شد كه از میان آنان، دو هزار نفر جنگ آور و مبارز بوده و مردان دلاور و رزمجویی چون «مرحب خیبری» در میان آنان به چشم می‌خوردند. یهودیان خیبر با پناه دادن به یهودیان فتنه جوی مدینه و همكاری و همدستی با سایر دشمنان اسلام، خطری برای مسلمانان بودند. بدین جهت، پیامبر اكرم (ص) پس از بازگشت از سفر حدیبیه و انعقاد صلح با مشركان قریش و كسب اطمینان از سوی آن ها، متوجه یهودیان ساكن خیبر گردید و با هزار و چهارصد و به روایتی با هزار و ششصد رزمنده مسلمان عازم خیبر شد.

قابل ذكر است خیبر هفت قلعه داشت كه نامهاى آنها عبارتند از: ناعم قموص كتیبه شِقّ نطاة وَطیح سُلالم. یهودیان برای حفاظت و كنترل خارج دژها، در كنار هر دژی، برج مراقبت ساخته و با گماشتن نگهبانانی در آن، جریان خارج دژ را به داخل گزارش می‌كردند. ساختمان برج‌ها و دژها طوری ساخته شده بود، كه ساكنان آن بر بیرون قلعه، تسلط كامل داشتند و با ایجاد منجنیق و ابزارهای دیگر می‌توانستند مهاجمان را سنگباران كنند. برخی از دژها در تهاجم‌های آغازین سپاه اسلام گشوده شدند ولی برخی دیگر از جمله قلعه قموص به سبب وجود مدافعان دلیر و استحكام دژها، نفوذ ناپذیر بودند و مدتی در محاصره سپاه اسلام قرار داشتند، درد شقیقه پیغمبر (صلى الله علیه وآله) را فرا گرفت لذا نتوانست در میدان حاضر شود.

پیامبر (ص) برای نشان دادن مقام و موقعیت حضرت علی (ع) نزد خداوند متعال و اثبات جانشینی حضرت بعد از خودش و رد غاصبان خلافت، روز اول ابوبكر و روز دوم عمر را به قصد باز كردن قلعه‌ها فرستاد اما هر دوی آنها بدون فتح باز گشتند.

در یكی از روزها، «ابوبكر» مامور فتح گردید و با پرچم سفید تا لب دژ آمد. مسلمانان نیز به فرماندهی او حركت كردند، ولی پس از مدتی بدون نتیجه بازگشتند و فرمانده و سپاه هر كدام گناه را به گردن یكدیگر انداخته و همدیگر را به فرار متهم نمودند. روز دیگر فرماندهی لشكر به عهده «عمر» واگذار شد. او نیز داستان دوست خود را تكرار نمود و بنا به نقل طبری، پس از بازگشت از صحنه نبرد، با توصیف دلاوری و شجاعت فوق العاده رئیس دژ «مرحب»، یاران پیامبر را مرعوب می‌ساخت.

قلعه خیبر درون آن
قلعه خیبر درون آن

این وضع، پیامبر و سرداران اسلام را سخت ناراحت كرده بود. در این لحظات پیامبر، افسران و دلاوران ارتش را گرد آورد، و فرمود: «لاعطین الرایة غدا رجلا یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله یفتح الله علی یدیه لیس بفرار»: این پرچم را فردا به دست كسی می‌دهم كه خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر او را دوست می‌دارند و خداوند این دژ را به دست او می‌گشاید. او مردی است كه هرگز پشت به دشمن نكرده و از صحنه نبرد فرار نمی‌كند و بنا به نقل طبرسی و حلبی چنین فرمود: كرار غیر فرار، یعنی به سوی دشمن حمله كرده، و هرگز فرار نمی‌كند.

هر یك از مسلمانان آرزو می‌كرد كه ای كاش این كس خود او باشد! زیرا می‌دانستند كه حضرت امام علی علیه السلام به درد چشم مبتلاست. اما فردا پیامبر (ص) صدا زدند: علی كجاست؟ حضرت امام علی علیه السلام آمدند در حالی كه چشمانشان را از شدت درد بسته بودند. پیامبر بر چشمانش دست كشید و خداوند درد آنها را برطرف كرد. سپس پیامبر (صلى الله علیه وآله) پرچم را به دست حضرت على (علیه السلام) داد.

حضرت على (علیه السلام) نزدیك حصار قموص رفت و مرحب را با ضربه ای صاعقه وار از پای درآورد. ضربت آن حضرت، كلاهخود مرحب را شكافت و تا دندانهایش فرو رفت و عنتر و مُرّه و یاسر و غیرهم را به قتل رسانید و دیگر یهودیان دروازه قموص را بستند و به آنجا پناهنده شدند.

دروازه قموص به قدری سنگین بود كه بنابر نقل روایات چهل مرد قوی لازم بود تا دروازه را باز یا بسته كنند، حضرت على (علیه السلام) آن در آهنین را با یك دست از جا بركند و براى خود سپر قرار داد و جنگ نمود؛ این یكی از نشانه‌های پیروزی الهی بود كه به دست امیرمومنان علی علیه السلام تجلی یافت. سپس آن را بر روى خندق پلى قرار داد، و لشكر از آن عبور كرد، بعدها حضرت فرمودند: «والله ما قلعت باب خیبر بقوة جسمانیة بل قلعتها بقوة ملكوتیه» یعنی: «به خدا سوگند من در خیبر را با نیروی بدنی خود از جای نكندم بلكه آن را به نیروی خداوندی از جای بركندم.»

پیامبر (صلى الله علیه وآله) وقتى كه پس از جنگ خیبر به نواحى خیبر رسید، حضرت على (علیه السلام) را نزد یهودیان خیبرى فرستاد. خداوند در دل ساكنان قریه فدك رعبى افكند و آنها به قصد امان یافتن فدك را به پیامبر (صلى الله علیه وآله) تسلیم كردند.

در ورودی قلعه خیبر
در ورودی قلعه خیبر

جبرئیل نازل شد و گفت: خداوند مى فرماید: حق ذوى القربى را بده. حضرت فرمود: خویشان من كیانند؟ و حق آنها چیست؟ عرض كرد: فاطمه، پس بستانهاى فدك را به او بده. پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله) فاطمه (علیها السلام) را نزد خود خواند و نامه اى نوشت كه فاطمه (علیها السلام) نامه را پس از رحلت پیامبر (صلى الله علیه وآله) به ابوبكر نشان داد و فرمود: این نامه رسول خدا (صلى الله علیه وآله) راجع به من و فرزندانم است. ولى پس از رحلت حضرت رسول (ص) ابوبكر آن را از آنها گرفت.

درباره وقوع این جنگ ظفرمند به رهبری پیامبر اكرم (ص)، اتفاق چندانی میان مورخان و سیره نویسان نیست. زیرا برخی از آنان پانزدهم محرم، برخی اواخر محرم، برخی ماه صفر، برخی اول ربیع الاول، برخی جمادی الاولی و برخی نیز ۲۴ رجب سال هفتم قمری را روز پیروزی مسلمانان می‌دانند.





.: Weblog Themes By Pichak :.




استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین


فال حافظ


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • پاتوق سرگرمی
  • فروش بک لینک
  • ضایعات
  •