تبلیغات
«مارال» - از ازدواج آرامش بخواهید نه آسایش

«مارال»
 
دستهایی که عمل می کنند مقدس تر از لبهایی است که دعا می کنند. (کوروش کبیر)

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 اسفند 1396 توسط منصوره خطیبی

وقتی تلاش لازم و برنامه ریزی صحیح نداریم، ناگزیر انتخاب هایی گریبان گیرمان می شود که ما را راضی نمی کند. حالا یا دیگران را مسبب این وضع می دانیم یا پدر و مادرمان سخت گیر بوده اند یا خودمان حواس مان را جمع نکرده ایم یا معیار هایمان ما را به بن بست کشانده اند یا در ازدواج به دنبال اهداف زود گذرش بودیم یا به آرزوهای خاص فکر کرده ایم یا طرف سر ما کلاه گذاشته است یا زیادی سخت گرفته ایم یا ......

به نظر این دسته از افراد، همه دست به دست هم داده اند تا آن ها را شکست دهند. (یعنی این که، فقط من که زحمتی برای انتخاب صحیح و درستم نکشیده ام، بی تقصیرم!!!)
ازدواج را خودمان سخت کرده ایم.اگر کمی دست از چشم و هم چشمی هایمان برداریم و از ازدواج چیزی جدای از داشتنی های زودگذر که فقط آسایش را به زندگی هایمان هدیه کرده و آرامش را می گیرد، طلب کنیم، مطمئنا در انتخاب خود هم حواس مان را بیشتر جمع خواهیم کرد.
دکتر غلامعلی افروزرئیس دانشكده روانشناسی دانشگاه تهران، ازدواج آسان را برایمان این گونه تعریف کرد:
تعبیر شما برای ازدواج آسان چیست؟ کوتاه آمدن از برخی معیارهای اصلی و اساسی که نیست؟
خیر، معیارهای اصلی برای انتخاب همسر در 3 محور بیشتر دیده نمی شود.اول این که هر دو مومن باشند. ایمان به معنای واقعی آن یعنی آرامش دهندگی به یکدیگر را داشته باشند و باید به یکدیگر آرامش واقعی بدهند.
دومین محور این است که هر دو پاک باشند و آلودگی جنسی نداشته باشند و اگر یکی هم داشته باشد باید توبه کند. سوم این که زن و شوهر باید برای یکدیگر لباس باشند و بهترین منش را در مقابل یکدیگر داشته باشند.
در واقع معیارهای اصلی ازدواج سن، تحصیلات، ثروت، زیبایی، ماشین آخرین سیستم و... نیست. معیارهای اصلی ازدواج همان 3 نکته بیان شده است وسن و تحصیلات و ثروت در درجه های بعدی قرار می گیرند و به اندازه آن 3 فاکتور با ارزش نخواهند بود. تعبیر من از ازدواج آسان هم همین است . این که اگر دختر و پسری معیارهای اصلی انتخاب را در طرف مقابل خود دید نباید به خاطر نداشتن معیارهای فرعی مثلاً تحصیلات یا سن یا قیافه در انتخاب خود تردید به دل راه بدهد. اگر همسر انتخاب شده شما بتواند شما را به آرامش برساند و با در کنار او بودن احساس آرامش داشته باشید خوشبخت خواهید شد. اینجاست که نباید برسر مهریه، مسکن، مراسم عقد و عروسی، گل آرایی، کارت دعوت و.. اختلاف داشته باشیم و خود را با مسائل فرعی بی ارزش درگیر نمود. وقتی به مجتمع های قضایی خانواده در تهران می روم از هر 4 ازدواج انجام گرفته تنها یکی از این 4 مورد نسبتاً از ازدواج خود راضی هستند و احساس خوشبختی می کنند. 1 مورد برای طلاق و جدائی ، 1 مورد بی تفاوت نسبت به همدیگر، 1 مورد هم جز درگیری چیزی در زندگی مشترک خود نمی بیند.
اگر شما به سراغ آن موردی که قصد جدایی از یکدیگر را دارند ودر شرف طلاق می باشند؛ بروید و از آن ها علت طلاق و جدایی شان را بپرسید، مطمئناً جوابی که می گیرید چیزی به غیر از نداشتن جهیزیه خوب، نبود تحصیلات، وزن و قیافه و... خواهد بود. تنها دلیلش بر سردافعه های روانی- نفسانی است. کسانی به دنبال جدایی هستند که در زندگی خود آرامشی ندارند. حال به سراغ کسانی می رویم که احساس خوشبختی می کنند و از زندگی شان احساس رضایت دارند. اگر از آنها هم علت خوشبختی شان را بپرسند، جوابی به غیر از داشتن جهیزیه خوب ،داشتن زیبایی، سن، تحصیلات، شغل و.. را خواهید گرفت. مطمئناً وجود فاکتورهای اصلی و مهم تری به زندگی آن ها آرامش بخشیده است. پس همیشه به یاد داشته باشید که واقعیت ها را باید تحلیل کرد و بعد نتیجه گیری نمود. من به همه ی کارشناسان و مشاوران و متخصصان در امر ازدواج توصیه می کنم قبل از انجام کار مشاوره چند ماهی را در مجتمع های قضایی گذرانده و ریشه اصلی مشکلات زوج های ما را بررسی کنند.درواقع به وسیله پژوهش های میدانی در دادگستری ها باید ریشه اصلی همسر گریزی و همسر ستیزی را جستجو نمود و درآخر بیاییم و معیارهای موثر در ازدواج را برای مردم بیان کنیم.
آقای افروز به چه معیارهایی می توان کم رنگ تر نگاه کرد؟ چگونه؟
برای مثال یکی از معیارهایی که این روزها پسرهای جامعه ما حتی قشر مذهبی مان را اسیر خود کرده و باعث شده مهم ترین ها در ازدواج را فقط فدای این معیار نمایند، معیار زیبایی دختر است. زیبایی امری نسبی است و انسان در فرآیند رشد مشکل و قیافه و چهره اش تغییر پیدا خواهد کرد. پس نمی توان به زیبایی چند روزه که با هر اتفاق ممکن است از دست برود، دل بست.اگر پشت این قیافه ظاهری و پوست صورت یک اندیشه والایی باشد یا یک احساس دل نوازی وجود داشته باشد دیگر قیافه مهم نیست. البته این عرض بنده به صورت مطلق نیست. منظور از زیبایی داشتن چشم و ابروی کمانی نیست بلکه منظور به دل هم نشستن است و ما نباید زیاد آن را پیچیده کنیم. با دیدن ظاهر فرد نمی توان به وجود فرد و شخصیت او قضاوت کرد. درضمن اگر پسری ظاهر طرف مقابلش را پسندید کافی است و دیگران (خواهر- مادر- عمه- خاله و....) نباید در مورد آن قضاوت کنند و بخواهند با نظرات اشتباهشان فرزند خود را به گمراهی بکشانند و قیافه ای که درحد متوسط است، در پشت آن دافعه های روانی باشد و فقر عاطفی و ناتوانی در مهارت های ارتباطی همسران دیده شود، ممکن است مشکل آفرین باشد. اما اگر پشتوانه این ظاهر متوسط، عطوفت و محبت و گذشت و ایثار و صداقت و صبوری وعدالت ونوازش مستمر و احساس آرامش و تن پوش زیبایی و کرامت باشد این ظاهر در این همسر زیبایی غرق می شود و دیگر به چشم نخواهد آمد.
در کنار چهره ی زیبای همسر باید جاذبه های شناختی، رفتاری، کلامی، نگاهی، حسی، امید بخشی، مثبت اندیشی وجود داشته باشد و اگر این ها نباشد و صرف قیافه ی جذاب و زیبا را داشته باشیم مطمئنا خوشبختی در این زندگی وجود نخواهد داشت.
در مورد تحصیلات عالیه هم می توان گفت بعضی افراد تجارب حرفه ای خوبی دارند و در بسیاری از موارد بالاتر و برتر از صرف داشتن مدارک نظری دانشگاهی است. امروزه درکشورهای توسعه یافته، دانشگاه های مطرح شان معادل سازی می کنند یعنی به صاحبان حرفه ای ارزشمند مدارک دانشگاه را می دهند.
جمع بندی:
از این بحث می توان نتیجه گرفت علل جدایی و طلاق کمی جهیزیه، نبود ثروت، نداشتن زیبایی، خانه ماشین آخرین سیستم، مدارک تحصیلی عالیه، مادر شوهر و مادر زن و... نیست.اساساً دافعه های عاطفی، روانی، رفتاری و جنسی است که زمینه ساز نارضایتی هاو ناسازگاری های در زندگی مشترک را فراهم کرده که در پایان به طلاق می انجامد.
نارضایتمندی جنسی به معنای دقیق کلمه متأثر از نارضایتمندی شناختی است که نتوانسته محبتش را به فرد مقابل خود بچشاند. وقتی که زبان نوازشگر نداشته و به جای آن از کلام تهدید، تحقیر استفاده می کرده است. وقتی با دیگران خوب حرف می زد ولی هنگام مواجهه با همسرخودش رفتار ناخوشایندی داشته و برسراو داد می زده است. وقتی برای همسرش خود را نمی آراسته و تنها زمان آرایشش زمانی بود که می خواسته به عروسی یا مهمانی برود، وقتی نسبت به همسر خود حس سوء ظن داشته و به او بدبین بوده است. همه ی اینها اصولی است که نبودشان آرامش را از زندگی خواهد گرفت وانتخاب همسر باید به دنبال اصولی رفت که آرامش را به زندگی دعوت نمایند. و اینجاست که باید از دافعه های روانی و نفسانی پیش گیری نمود. رفتارها را کنار هم بگذارید، محصولش می شود آرامش یا فقدان آرامش...؟


پی نوشت:
سایت راسخون

 





.: Weblog Themes By Pichak :.




استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین


فال حافظ


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • پاتوق سرگرمی
  • فروش بک لینک
  • ضایعات
  •